رقص، روی سیمهای خاردار...

اعداد از کلمات بیدار جاری
نبض در قبضه ی قدرت
سنگ یعنی درنگ، ننگ
حریق ِ عمیق و دریغ
...تو چراغ درخشانی.
چشمان بی خشمان
دهان نهانهای تابنده
عصر، زیان، انتظار
...تو چراغ درخشانی.
چاقوهای فراوان به کناری روند و پرده ها از میان راه بردارند و و پرونده ها....وای
روزی بزرگ با اسیران گشوده از بند و شسکستگان خندان
تو چراغ درخشانی.
ماه، ماه بی روسری، قهر نکن
و به آن خونین کفنان که بر می خیزند و به راستی می سرایند.
حالم
به آغاز انتشار خورشید
در پیاله ی آب
شبیه تر است.
---------------
برای آدرس اصلی عکس اینجا رو کلیک کنید.
فردا های بسیاری از ما گریخته اند.
حسی
بر درگاه خیال خوشم
پلک می زند.
هی کوچه ی حاشا!
پنهان کن
نگاهم را.....
" رها "
+