تبليغاتX
سفر فرسایش
مریم

دلم تو را می خواهد

تو ٬همان مریمی که عیسی برای اثبات پاکی ات به صلیب کشیده شد...

بویت دیوانه ام می کند و خدا می داند

که گلت را جز با اشک چشمان نمی شود ابیاری کرد شاید خون عیسی...

+ نوشته شده توسط حوا

 

رقص، روی سیمهای خاردار...

 

 

+ نوشته شده توسط آدلا (رها)

 

 

?what shall i do

          kill you or mine

         when we can't learn    

..to live in one place by peace together     

              or may be

we have to live far from each other

!!!!  one in heaven other one in hell

+ نوشته شده توسط حوا |

 

 

اعداد از کلمات بیدار جاری

نبض در قبضه ی قدرت

سنگ یعنی درنگ، ننگ

حریق ِ عمیق و دریغ

                   ...تو چراغ درخشانی.

 

چشمان بی خشمان

دهان نهانهای تابنده

عصر، زیان، انتظار

                 ...تو چراغ درخشانی.

 

چاقوهای فراوان به کناری روند و پرده ها از میان راه بردارند و  و پرونده ها....وای

روزی بزرگ با اسیران گشوده از بند و شسکستگان خندان

تو چراغ درخشانی.

ماه، ماه بی روسری، قهر نکن

و به آن خونین کفنان که بر می خیزند و به راستی می سرایند.

 

حالم

به آغاز انتشار خورشید

در پیاله ی آب

شبیه تر است.

 

 

---------------

 

برای آدرس اصلی عکس اینجا رو کلیک کنید.

 

+ نوشته شده توسط آدلا (رها)

Fire And Ice

                 Robert Frost

 

          Some say the 
          world will end 
                  in fire
         Some say in ice
           From what I’ve
         tasted of desire
          I hold with those 
         who favor fire
            But if it had 
          to perish twice
I think I know enough of hate
To say that for destruction ice
          Is also great
....And would suffice

 

+ نوشته شده توسط حوا |